المحقق الأردبيلي

746

حديقة الشيعة ( فارسى )

منصور حلّاج ، گويند دو تا بودند و اكثر صوفيه نيز دعوى دوتائى ايشان مىكنند با آنكه در ديگر جاها به اتحاد قايلند درين طور جاها از غلبه تعصّب قاعدهء مذهب باطل خود را فراموش كرده به دوتائى قايل مىشوند و مىگويند دو حسين بن منصور حلاج و دو با يزيد بسطامى بودند يكى از ايشان كافر بوده و ديگرى مؤمن بوده « 1 » و از اكابر اولياء اللّه ؛ و شيعه بايد كه گول نخورد و بداند كه از امامان ما احاديث بسيار در طعن اين طائفه مروى است و متقدّمين علماى ما در مذهب اين فرقه كتابهاى بسيار نوشته‌اند . « 2 » و چون در كتاب مستطاب كلينى حديثى هست كه پيغمبر خدا فرموده ، « اذا ظهرت البدع فى امّتى فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنة اللّه » « 3 » ؛ يعنى هرگاه ظاهر شود در ميان امت من بدعتها پس مىبايد كه ظاهر سازد عالم علم خود را . يعنى آن كسى كه مىداند كه آنها بدعت است مىبايد كه مردمان را آگاه سازد كه آنها بدعت است كه اگر اظهار علم خود نكند و مردمان را آگاه نسازد بر اوست لعنت خداى تعالى . و ايضا شيعه و سنى نقل كرده‌اند كه « من علم علما و كتمه ، الجمه اللّه تعالى يوم القيامة بلجام من النار » « 4 » ؛ يعنى هركس بداند علمى را و پنهان دارد آن را ، ملجم مىكند او را خداى تعالى در روز قيامت به لجامى از آتش دوزخ . و اين فقير ديد كه از شيعيان ، فريب سنيان را خورده‌اند و طريقهء مذهب صوفيه را حق پنداشته مايل به ايشان شده‌اند و به بعضى از مواعظ حسنه كه بعض از آن طايفه به جهت مردم فريبى در نظم و نثر خود به كار برده‌اند شيفته شده از عقايد باطلهء ايشان غافل گشته مريدى

--> ( 1 ) . كشكول شيخ بهائى ج 1 ، ص 122 و 113 . ( 2 ) . تبصرة العوام ، الرد على الحلاج . ( 3 ) . الكافى ج 1 ، ص 54 . ( 4 ) . منية المريد شهيد ثانى ، تصحيح جناب آقاى مختارى ص 136 .